درج شده توسط: روابط عمومی

هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام‌خمینی(ره) در مقاله ای تحلیل کرد؛

بمباران دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ایران !؟ چرا؟

06 May 2026

کد خبر : 46882179

تعداد بازدید : 134

دکتر حاکم قاسمی، هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام‌خمینی(ره)در مقاله ای به چرایی بمباران دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ایران، در جنگ رمضان پرداخت.

دکتر حاکم قاسمی، هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام‌خمینی(ره) در مقاله ای به چرایی بمباران دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ایران، در جنگ رمضان پرداخت.

 

بمباران دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ایران !؟ چرا؟    

امریکا بعد از بمباران میز مذاکره و دیپلماسی در 9 اسفند 1404 وارد درگیری نظامی با ایران شد. با آغاز این در گیری نظامی جنگی آغاز شد که از ابعاد مختلف با جنگ­هایی که تا کنون در جهان رخ داده متفاوت است. این جنگ 40 روز طول کشید. رئیس جمهور امریکا در روزهای پایانی جنگ تهدید کرد که به تاسیسات و زیر ساخت های غیر نظامی به صورت گسترده و ویرانگر حمله، و تمدن ایران را نابود خواهد کرد. البته این تهدید را هرگز نباید به معنای مصون بودن این تاسیسات و زیر­ساختها از حمله نظامی در طول 40 روز جنگ تعبیر کرد. قبل از این تهدید هم تاسیسات و زیرساختهای غیر نظامی مختلف، بارها و در حجم زیاد مورد حمله قرار گرفتند. اساسا بخش وسیعی از حملات به ایران در جنگ رمضان، حمله به تاسیسات، مراکز، و زیرساختهای غیر نظامی بود.

یکی از مراکز و زیرساختهای غیر نظامی که بارها مورد حمله قرار گرفتند دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی بودند. بنابر گزارش رسمی بیش از 30 دانشگاه ایران در طول 40 روز جنگ هدف قرار گرفتند و تخریب شدند. شناخته شده ترین موارد دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علم و صنعت، و دانشگاه شریف، در تهران بودند. حمله به دانشگاهها و مراکز آموزشی و پژوهشی اقدامی غیر قانونی و نقض حقوق بین الملل است. از این رو این اقدام آمریکا و اسرائیل با مذمت و محکومیت گسترده روبرو شد. پرسشی که مطرح می­شود این است که آمریکا و اسرائیل از حمله به این زیرساختهای غیر نظامی چه هدفی را دنبال می کردند که موجب شد آنها تبعات منفی نقض حقوق بین الملل را بپذیرند و بارها دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی را بمباران کنند؟ با تعمق در کارکرد دانشگاهها، نقش علم و فناوری در پیشبرد فرایند پیشرفت و توسعه، و جایگاه دانشگاه و علم و فناوری در سیاست­ها و برنامه­های پیشرفت و توسعه ایران، می­توان به پاسخ این پرسش رسید.

الف- کارکرد دانشگاهها:

دانشگاهها و مراکز علمی کارکردهای مختلفی دارند. این کارکردها موجب می شود دانشگاهها به عنوان مراکز تولید ثروت و قدرت ایفای نقش کنند و به یکی از عناصر مهم شکل دهنده قدرت ملی تبدیل شوند. از جمله این کارکردها عبارتند از:

الف- کارکرد پژوهشی و تولید علم. بخش مهمی از فعالیت دانشگاهها پژوهش برای پی بردن به ناشناخته ها، شناسایی مسائل و یافتن راهی برای حل آنهاست. این فعالیت­ها ضمن آنکه پیچیدگی­ها و ابهام­های مسائل را برای ما آشکار می کند، به تولید علم جدید نیز منجر می شود. با تولید علم شناخت ما از جهان هستی و آنچه در آن است افزایش می­یابد. با علم و دانشی که حاصل می شود امکان آشنایی با منابع و ظرفیت­های بی­پایان جهان هستی که می تواند برای رفاه و سعادت بشر به خدمت گرفته شوند فراهم می گردد. با این کارکرد امکان توسعه مرزهای دانش نیز ایجاد می شود. از این رو همواره ناشناخته ها برای ما کشف و پای ما به دنیاهای جدیدو جدیدتر باز می شود. لذا منابع و ظرفیت ها نهفته جدید که بهره گیری از آنها به بهتر شدن شرایط زیست منجر می شود برایمان کشف و آشکار می­شوند.

ب- کارکرد تبدیل علم به فناوری و خلق فناوریهای جدید. دانشگاهها ضمن آنکه شناخت ما را از جهان هستی و آنچه در آن است افزایش می­دهند، با تبدیل علم به فناوری و خلق فناوریهای جدید، توانایی­هایمان را در بکار گیری آنچه در جهان هستی است برای شکل دادن زندگی بهتر ارتقاء می­بخشند. با این کارکرد امکان دستیابی به توان بهره گیری از نعمت­ها و ظرفیت های جهان هستی فراهم می­گردد.

ج- کارکرد آموزشی و ترویج علم و فناوری. دانشگاهها افراد را به عنوان دانشجو جذب می کنند و آموزش می دهند. بنابر این علم و دانش تولید شده و فناوریهای بدست آمده، در سطح جامعه ترویج، و افراد برخوردار از علم و دانش، و مهارت بهره گیری از آنها تکثیر می شوند. براین اساس برخورداری علم و دانش، و مهارت بکارگیری آن، از موضوعی فردی، که در تصاحب و انحصار افراد است خارج شده و به موضوعی فراگیر و جمعی تبدیل می شود. این امر موجب شده است که با فقدان افراد، علم و فناوری حاصل شده از دست نرود و در جامعه تداوم یابد. لذا جامعه هیچگاه علم و دانش، و مهارت تهی نمی شود.  

د- کارکرد تعمیق و تعمیم علم و فناوری. دانشگاهها در تعامل با جامعه و صنعت می کوشند نیازهای جامعه و صنعت را برطرف و راهکارهای علمی برای حل مسائل پیش روی آنها ارائه نمایند. تلاش برای پاسخ به نیازها و حل مسائل موجود، ناشناخته ها و نیازهای پژوهشی جدیدی را پیش روی دانشگاهها قرار می دهند که منجر به فعالیتهای پژوهشی جدید در موضوعات تازه، و در نتیجه منجر به تولید و انباشت علم می گردد. از سوی دیگر پژوهش برای پاسخ به نیازها و حل مسائل یک بخش از جامعه و صنعت، به پژوهش در باره موضوعات مرتبط با آن بخش در بخش های دیگر منجر می­شود. بنابر این هم کاربرد علم و فناوری، و هم اکتشافات علمی در حوزه ها و رشته­های مختلف گسترش می یابد. این فرایند به تعمیق علم و تعمیم آن در جامعه منتهی می­شود. با این کارکرد دانشگاه، علم و فناوری در جامعه ریشه دوانده و پایدار می شود، و با از بین رفتن دانشمندان و افراد صاحب مهارت بهره گیری از علم از میان نمی رود، و به ظرفیت و توانمندی اجتماعی و ملی تبدیل می شود.

ب- نقش علم و فناوری در پیشرفت و توسعه:

پیشرفت و توسعه فرایندی پیچیده، چند بعدی، و با لایه­های متعدد است. آنچه می تواند بر تمام این لایه ها و ابعاد با تمام پیچیدگیهایش تاثیر بگذارد علم و فناوری است. از این رو از پیشران­های کلیدی در فرایند پیشرفت و توسعه شناخته می شود که با تاثیرات خود حوزه های مختلف را به جلو حرکت داده و به پیش می­برد. بر این اساس دانشگاه به عنوان نهاد تولید کننده و مروج علم و فناوری جایگاه برجسته­ای در فرایند پیشرفت و توسعه می­یابد. زیرا با فراهم آوردن این پیشران کلیدی و قدرتمند، امکان تغییر و تحول به سمت پیشرفت و توسعه را ایجاد می کند. فقدان و یا تضعیف نهاد دانشگاه مانع از آن می شود که پیشران کلیدی موثر در پیشرفت و توسعه ایجاد و کارساز واقع شود. در حالیکه وجود قدرتمند این نهاد و فعالیت موثر آن، موجب می شود پیشران علم و فناوری به صورت چشمگیری حوزه های مختلف جامعه را به سمت پیشرفت و توسعه به پیش ببرد.

ج- جایگاه دانشگاه و علم و فناوری در سیاست­ها و برنامه­های پیشرفت و توسعه در ایران.

در اسناد بالا دستی مربوط به برنامه­های پیشرفت و توسعه در ایران علم و فناوری و به تبع آن دانشگاه جایگاه بسیار مهمی دارد. در سند چشم انداز 20 ساله که در سال 1382 تصویب شد ویژگی­های جامعه‌ی ایرانی تا سال 1404 بدین شرح توصیف شده است: توسعه یافته، ... برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، ... دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، ... . برمبنای این سند چهار برنامه پنجساله توسعه تدوین، تصویب و اجرا شد تا آنچه در سند چشم انداز برای سال 1404 ترسیم شده است محقق گردد. نتیجه این سیاست­ها توسعه و تقویت کمی و کیفی دانشگاهها و گسترش علم و فناوری در ایران بود. در بیانیه گام دوم که در سال 1397 منتشر شد، نقشه راه کلی برای طی کردن مسیر در آینده برای رسیدن به پیشرفت و توسعه ترسیم شده است. در این سند علم و پژوهش مورد تاکید ویژه قرار گرفته و دانشگاه‌ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، و جوانان به جهاد علمی فراخوانده شده اند. در این سند دانش، آشکارترین وسیله‌ی عزّت و قدرت یک کشور، و بنابر این جهاد علمی به عنوان راهی برای دستیابی به قدرت ملی معرفی شده است.

با تاکیدی که در اسناد بالادستی، و در سیاستها و برنامه های پیشرفت و توسعه بر علم و فناوری و نقش دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی در دستیابی به آن شده است، دانشگاهها نقش بسیار مهمی برای پی­گیری فرایند پیشرفت و توسعه کشور دارند، و عامل توسعه و قدرت­یابی ایران به حساب می­آیند. با مرور کارکرد دانشگاهها، و جایگاه دانشگاه و علم و فناوری در برنامه­های پیشرفت و توسعه ایران، اهمیت بسیار زیاد دانشگاهها مشخص و هدف آمریکا و اسرائیل از بمباران و تخریب آنها آشکار می گردد. علم و فناوری به عنوان پیشران کلیدی، عامل پیشرفت و توسعه محسوب می­شود. برای ایران که هدف خود را دستیابی به پیشرفت و توسعه قرار داده، دستیابی به این عامل حیاتی است. سازمان و نهادی که می تواند آن را تامین و نیاز کشور به علم و فناوری را رفع کند، دانشگاه و مراکز علمی و پژوهشی است. از این رو ایران در طی سالها به توسعه کمی و کیفی دانشگاههای پرداخته و با برنامه ریزی و تجهیز آنها برای دستیابی به علم و فناوری، بویژه در حوزه علوم نوین اقدام کرده و به پیشرفتهای چشمگیری نیز دست یافته است. برای ایران که در پی پیشرفت و توسعه، و در صدد قدرت­یابی است، دانشگاهها با مجموعه کارکردهایی که دارند منبع تولید قدرت مادی و معنوی شناخته می شوند. آنها با عمل به کارکردها و وظایف ذاتی خود هم افزایش و تقویت عناصر مادی قدرت را در پی می آورند، و هم با آثار و پیامدهای علمی، فکری و فرهنگی، عناصر معنوی قدرت را تقویت می کنند و موجب استحکام قدرت ملی می شوند. آمریکا و اسرائیل که در صدد محدودسازی و شکست دادن ایران هستند، فعالیت دانشگاههای ایران را در تضاد با  اهداف و منافع خود ارزیابی می کنند. بنابر این با حمله نظامی و تلاش برای تخریب و نابودی آنها می کوشند قدرت ایران را تضعیف و فرایند پیشرفت و توسعه کشور را متوقف سازند.    

حاکم قاسمی، هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)- 1405/1/30

افزودن نظرات